شمارهٔ ۱۴۲ نیر تبریزی | کتاب غزلیات

شبی پرسیدم از خلوت نشینی
حریفی نکته سنج و خرده بینی

ز استغنای عشق و کبر مستی
بکونین بر فشانده آستینی

که احمد گر بود سرّ احد چیست
ز میمش در میان فرق مبینی

قدح لبریز کرد از بادۀ ناب
ز خویشم برد با یک ساتکینی

در آنمستی بگوشم هاتف غیب
ز خواجه خواند شعر دل نشینی

که ای صوفی شراب انگه شود صاف
که در شیشه بماند اربعینی