بخش ۱۴ - صفت کبابی

شهرآشوب کوچک

دایم ز نظاره ی کبابی
دارد دل زارم این خرابی

یار از دل زار پر حسابست
اوراق کباب ازین کتابست

اشکم به شب سیاه هجران
چون اشک کباب دارد افغان

تا کی گردد دل ستم کش
از غم چو کباب تر در آتش

دارد خَلِش از جدایی او
چون سیخ کباب بر تنم مو

هر لاله که در بساط راغست
از رشک شدن سنگ داغست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}