بخش ۳۳ - صفت کحّال

شهرآشوب کوچک

کحّال که دلبری فن اوست
چشمم روشن ز دیدن اوست

از بسکه فقیر و خاکسارم
گردیده چو توتیا غبارم

از میل رهش دو دیده ی من
گردیده چو میلِ سُرمه روشن

شد سبز،خط از رخ نکویش
چشمست، غبار دار رویش

خاک رَهِ آن نگار ساده
هر گاه به دست من فتاده

هم بیخته هم خمیر کرده
چشمم به سه آب و هفت پرده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}