شمارهٔ ۴۳۷

غزلیات

تا دل سر زلف یار گم کرد
سر رشته اختیار گم کرد

دل در غم یار پر شود گم
بیچاره دلی که یار گم کرد

عقل از می عشق مست گردید
سرمایه اعتبار گم کرد

ای مرغ ز زیرکی مزن لاف
کان گل چو تو صد هزار گم کرد

در خاک مگر قرار یابد
هرکو دل بیقرار گم کرد

سرمایه روزگار اهلی
زان فتنه روزگار گم کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}