شمارهٔ ۶۳۹

غزلیات

ای شاه حسن آنکه ترا تخت و تاج داد
ما را بگوشه نظری احتیاج داد

جام جم از حقیقت لعلت خبر نداشت
عشقم نشان بجوهر جام زجاج داد

جانم نماند هیچ تو دانی و تن دگر
تا کی توانم از ده ویران خراج داد

من خسته حریصم و جویم شراب وصل
دلبر طبیب حاذق و صبرم علاج داد

ساقی بیا که رونق ازین بزم رفته بود
اهلی دگر بگوهر نظمش رواج داد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}