شمارهٔ ۷۴۱

غزلیات

کی شود سرو من آگه ز دل افکاری چند
تا چو گل در ته پا نشکندش خاری چند

چون گل از پرده برون آی و مبین لاله صفت
خانه آتش زده سوخته زاری چند

ایکه با همنفسان روز و شبی میخواره
نفسی نیز بر آور به جگر خواری چند

روز و شب قصد رقیبان تو آزار دل است
بجز این هیچ ندانند دل آزاری چند

یار آن باش که باری ز دلی بردارد
نه کسی کو بدل ریش نهد باری چند

اهلی از دوست طلب کام نه از اهل ورع
مطلب فیض دل از صورت دیواری چند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}