شمارهٔ ۷۴۸

غزلیات

سرو من تا چو مه از خانه زین گشت بلند
آفتابی دگر از روی زمین گشت بلند

برحذر باش دلازان بت خونخواره که باز
رنگش افروخت می و چین جبین گشت بلند

عاشق آنست که پروا نکند بد نامی
در جهان نام زلیخا بهمین گشت بلند

منم آن صید که تا چشم فکندم به بتان
هر طرف دست و کمانی ز کمین گشت بلند

اهلی از دار فنا سرنکشی چون منصور
که مقام همه در عشق ازین گشت بلند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}