شمارهٔ ۸۳۶

غزلیات

بسنگی دوستان را یاد میدار
بگو دشمن چو سگ فریاد میدار

گرفتار تو ای گل صد هزارند
تو خود را همچو سرو آزاد میدار

به خسرو گوی ای شیرین خدا را
که شرم از کشتن فرهاد میدار

تن ویران عمارت کی پذیرد
دل ویران بعشق آباد میدار

بیاد دیگران صد جام خوردی
نکردی یاد اهلی یاد میدار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}