شمارهٔ ۹۶۹

غزلیات

من خسته ای فلک کی دمی از تو شاد گشتم
چه مراد جستم از تو که نامراد گشتم

من زار را به مجنون مکن ای حکیم نسبت
که به درد و داغ حسرت من از او زیاد گشتم

به غبار خاک راهش نرسیدم ارچه عمری
همه‌سو چو آب رفتم همه‌جا چو باد گشتم

دل من ز شش‌در غم نشدش گشاد هرگز
که چو کعبتین هر سو ز پی مراد گشتم

ز در بتان چو اهلی که مرا به سنگ رانَد
که به کوی نوغزالان سگ خانه‌زاد گشتم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}