شمارهٔ ۱۰۰۴

غزلیات

دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم
در دیده تو منظور و بمردم نگرانم

دور از توتنم خسته و دل ریش و جگر چاک
مردن به ازین عمر که من میگذرانم

از هجر تو چون رعد که با ابر بهاریست
فریاد زنان گریه کنان جامه درانم

از شوق سفال سگ کوی تو همه عمر
در کوی وفا خاک ره کوزه گرانم

بر گیسوی حورم تنوان بست بز نجیر
زینگونه که من بسته زلف پسرانم

ای پیک صبا سینه چو چاکست در آخوش
با دل خبری گو که من از ببخبرانم

اهلی نظرم بر قد آن سرو بلندست
هر چند فقیرم نه ز کوته نظرانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}