شمارهٔ ۱۰۹۶

غزلیات

من از صفای درون گر ز خود برون آیم
چو آب دیده توان کز درت درون آیم

اگرچه باد اجل برکند نهال تنم
اسیر خویشتنم جانب تو چون آیم

تو همچو باد روی من چو خاک مضطربم
مگر دمی بنشینی که باسکون آیم

چو آب دیده سبکروحتر از آنم من
که گر بسنجیم از خاک ره فزون آیم

هزار همچو تو اهلی کم است در ره عشق
منت بدرگه آن دوست رهنمون آیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}