شمارهٔ ۱۰۹۷

غزلیات

در چاره مرهم بدل پاره بماندم
از چاره گری بود که بیچاره بماندم

هر بار امید نظری داشتم این بار
نومید ز دیدار تو یکباره بماندم

جان رخت سفر بست و تو از دیده برفتی
من پشت بدیوار ز نظاره بماندم

آواره شدم از سر کویت من مجنون
کس یاد نکرد از من و آواره بماندم

اهلی همه کس شاد شد از خوان وصالش
محروم من از بخت ستمکاره بماندم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}