شمارهٔ ۱۱۶۱

غزلیات

گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جان
بوسم دهن تنگ تو چندان که دهم جان

ارزان بود از بوسه خرم از تو به جان لیک
هرگز ندهی بوسه‌ام ارزان که دهم جان

خضر ره من شو که درین ظلمت دوری
نزدیک شد ای چشمهٔ حیوان که دهم جان

هرچند به عیسی‌نفسی جان دهی‌ام باز
بازآ نفسی پیشتر از آن که دهم جان

بر باد دهم جان به هوای تو چو اهلی
گر باد رساند ز تو فرمان که دهم جان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}