شمارهٔ ۱۱۶۲

غزلیات

دارد رقیب بهر تو چشم حسد به من
کاری مکن که کار کند چشم بد به من

گردون ز آستان توام گو مکن جدا
زان روز که اینقدر ز جهان می‌رسد به من

سر در سر خیال تو خواهد شدن مرا
این قصه گفته است خیال تو خود به من

من قانعم به یک نگه از سرو قامتت
بنما ز دور یک نظر ای سرو قد به من

اهلی ز بی‌کسی چه غم ار دشمنم بسی است
غمخوار بی‌کسان برساند مدد به من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}