شمارهٔ ۱۲۱۸

غزلیات

همچو رخسار تو در عالم گلی بیخار کو
همچو قدت سرونازی نازنین رفتار کو

ای چو گل در پرده ما را قوت صبر از کجا
ور گشایی پرده از رخ طاقت دیدار کو

زاهدان بیخبر منصور را بردار عشق
سنگباران میکنند اما کسی بردار کو

در شب تاریک خورشیدست شمع روی تو
بهر بیداران ولیکن دیده بیدار کو

من که از سودای زلفت کافری دیوانه ام
عارم از زنجیر آید حلقه زناز کو

سرو من گر نسبت قدت به نیشکر کنند
نیشکر را در زبان شیرینی گفتار کو

اهلی از بیداد خوبان چند میگویی سخن
سودت ای بسیار گو زین گفتن بسیار کو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}