شمارهٔ ۱۲۳۹

غزلیات

مارا همین جواب سلام است کام ازو
معراج ما بسست جواب سلام ازو

هر گوشه چشم ناز چو من صد هزار کشت
خون کدام خواهم و داد کدام ازو

نقد و کون قیمت یکموی یوسف است
ما را چه سود پختن سودای خام ازو

تنها نه دام راه من آنزلف و خال شد
بس مرغ زیر کی که درافتد بدام ازو

آه از جفای ساقی دوران که عاشقان
خون میخورند همچو شفق صبح و شام ازو

مارا رقیب اگر به خمار فراق سوخت
خواهد کشید ساقی دور انتقام ازو

خاص کسی نشد کرم عام میفروش
آسوده اند خلق جهان خاص و عام ازو

اهلی چو صاف عیش به درد غمی فروخت
ساقی مکن دریغ تو هم درد جام ازو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}