شمارهٔ ۲۸۹

غزلیات

ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند
حضور عیش و غرور جمال تا چکند

گره فگنده بر ابرو و کج نهاده کلاه
هزار عربده دارد خیال تا چکند

لبش بخنده ی جان بخش صد قیامت کرد
ملاحت خط و انگیز خال تا چکند

کند نگاه و من از پی روم رمیده ز خود
بدام میکشدم آن غزال تا چکند

خیال میوه ی وصل تو می پزد عاشق
دلی گماشته بر آن نهال تا چکند

ز چشم زخم زمان ایمنست صحبت ما
ولی نتیجه ی روز وصال تا چکند

ملالتیست عجب در دلم ز بیرحمی
بجان بیخبرم این ملال تا چکند

رقم کشد که بدستم هلاک خواهی شد
بروزگار من این نیک فال تا چکند

بهر بهانه بر اشفت مست و بیرون شد
غم فغانی آشفته حال تا چکند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}