شمارهٔ ۷۰ بلند اقبال | کتاب غزلیات

دهر ومافیها که شد موجود از بهر علی است
دهر تا بوده است ومی باشد همه دهر علی است

این همه عالم که یزدان خلق فرمود و کند
در همه عالم به هر جا بگذری شهر علی است

دوزخ و جنت که می گویند درعقبی بود
جنت آن مهر علی ودوزخ آن قهر علی است

سلسبیل وکوثروجنت که بشنیدی ز خلق
خوب اگر خواهی بدانی جوئی از نهر علی است

فاش گویم زاهدان هر چند تکفیرم کنند
معصیت به از ثواب آید اگر بهر علی است

هست شیرین تر ز نوش غیر نیش از دست دوست
خوشتر از تریاق می باشد اگر زهر علی است

نی بلنداقبال را با کی ز زهر معصیت
از محبت در دل اوچون که پازهر علی است