شمارهٔ ۴۲۵ بلند اقبال | کتاب غزلیات

نه همی دین و دل از ما برده ای
دین ودل از پیر وبرنا برده ای

نه همی دل برده ای از بت پرست
دل ز بت های کلیسا برده ای

نه همی دل برده ای از دست من
کز دلم جان و تمنا برده ای

من زچشمان تو مستم نه ز می
نشئه از چشمان صهبا برده ای

هم زعنبر نرخ وهم قیمت ز مشک
با دوزلف عنبرآسا برده ای

نه همی تاب وتوان از جان من
در فراق خود به یغما برده ای

از بلند اقبال بی دل هم ز عشق
طاقت وصبر و شکیبا برده ای