شمارهٔ ۳

غزلیات

خلیلی لاحت لنا دور سلمی
نشان های سلمی شد از دور پیدا

کهن ناشده داغ او گشت تازه
قفا نبک من ذکر من لیس ینسی

ازین ربع و اطلال هر جا گیاهی
که بینیم گویا زبانی ست گویا

جز افسون سلمی و افسانه او
نخوانند بر ما نگویند با ما

خدا را رو ای باد و از من بنه رخ
به خاک رهش مرة بعد اخری

به عرضش رسان کای درین دیر کرده
لب لعلت احیای رسم مسیحا

حیات ابد می کند بنده جامی
ز لعل تو دریوزه و الامر اعلی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}