غزل 2 | حِرزِ جانهاست نام دلبر ما
حِرزِ جانهاست نام دلبر ما
ما أَعَزَّ اسْمَهُ و ما أَعلیٰ
نام او گنجنامهٔ لاهوت
گنج پنهانِ غیب، ازو پیدا
همه اسما مظاهر ذاتند
همه اشیا مظاهر اسما
لا أَریٰ في الْوُجود إِلّا هُو
محو شد نامِ غیر و نقشِ سِویٰ
هستیِ مطلق است و وحدتِ صِرف
أَیْنَ هُو، أَیْنَ أَنْتْ، أَیْنَ أَنَا
من و او و تو از میان برخاست
سر وحدت شد از همه یکتا
جان جامی ز نکتهٔ وحدت
نشکیبد چو ماهی از دریا
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}