شمارهٔ ۷۰۶

غزلیات

دمی نگذرد کز غمت خون نگریم
ز وصلت جدا مانده ام چون نگریم

چو افزون شود دمبدم بی تو دردم
نه مردم اگر هم دم افزون نگریم

نبینم به طرف چمن سرو نازی
که از شوق آن قد موزون نگریم

نیارم گهی سوی لب جام باده
که بر یاد آن لعل میگون نگریم

ز لیلی مرا هیچ گه یاد ناید
که بر محنت و درد مجنون نگریم

نه خون جگر ماند نی آب دیده
نه از بیغمی دان که اکنون نگریم

نبینم گهی گریه زار جامی
که از دیده و دل بر او خون نگریم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}