شمارهٔ ۸۴۷

غزلیات

حدیث جم و جام لاغ است و لابه
خوش آن سر که با جام گوید قرابه

به آب می آباد کن کاخ عیشم
که رو در خرابی نهاد این خرابه

نخواهم ز درد قدح دست شستن
اگر مه بود طشت و مهر آفتابه

بود قصر عشرت بسی خوش چه بودی
که حرف بقا داشتی بر کتابه

پی سر عرفان متن تار فکرت
خریدار یوسف مشو زین کلابه

بکش ز اطلس چرخ پای ارادت
که حیف است این پا بدان پای تابه

کف جامی از جام خالی مبادا
اجب دعوتی یا ولی الاجابه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}