شمارهٔ ۸۵۹

غزلیات

ساقی بیا که دارد اکنون به کف پیاله
بر طرف باغ نرگس بر روی دشت لاله

از جام لاله میگون گشته ست غنچه را لب
یا خود به زخم دندان در خون گرفته ژاله

هر دم ز دفتر گل خواند به باغ بلبل
حرفی که شرح دادن نتوان به صد رساله

با دختر رز از سر، بستیم تازه عقدی
محصول عقل و دانش کردیم در قباله

نی من به خود فتادم در کوی عشق و مستی
از قسمت ازل شد این دولتم حواله

مه می کند تنزل بعد از چهارده لیک
هر لحظه در ترقی ست آن ماه هژده ساله

عالی ست قصر عشرت آن شاه عاشقان را
جامی بلندتر کن آهنگ آه و ناله

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}