شمارهٔ ۲۰۸

غزلیات

یار ما عزم سفر کرد خدا یارش باد
وز خطرهای سفر جمله نگهدارش باد

گر ببندد به سفر بار وگر بگشاید
در همه دولت توفیق مددگارش باد

قیمت صحبت او نقد دو عالم کردند
جان پاکان به همین نرخ خریدارش باد

هیچ ذوقی به گرفتاری عشقش نرسد
هرکجا جان و دلی هست گرفتارش باد

گوهر بحر صفا نیست جز اسرار غمش
سینه ما صدف گوهر اسرارش باد

حسنش آنجا که نهد عشوه گری را بازار
زآتش سوختگان گرمی بازارش باد

گفت صد شعر خوش از وحشت هجران جامی
مونس وحشتیان دفتر اشعارش باد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}