شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

بتی که از همه پوشیده ماند لطف تنش
نگشته محرم او کس برون ز پیرهنش

شد آفریده زآب زلال در عجبم
که چون ز جامه ترشح نمی‌کند بدنش

بر او غیور چنانم که گر دلم فشرد
به صبر پای بپوشم ز چشم خویشتنش

دمید خط ز بناگوش او ازان آفت
نگاه دار خدایا حوالی ذقنش

نه آن خط است همانا که عنکبوت خیال
تنیده دایره مشک گرد نسترنش

خیال قامت آن لاله رخ سهی سرویست
که چاک دل صاحبدلان بود چمنش

گذر کن از سخن بوسه این نه بس جامی
که بگذرد سخنان تو بر لب و دهنش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}