شمارهٔ ۳۲۳

غزلیات

شدم به باغ که کنج فراغتی جویم
غمت ز پرده دل خیمه زد به پهلویم

شدم چو آینه صافی ز شست و شوی سرشک
بدین بهانه چه باشد که بنگری سویم

اگر چه روی به رویم نمی نهی باری
فتد ز روی تو یک بار عکس بر رویم

سرشک من نه ز خون سرخ شد که بی رویت
خیال لاله و گل را ز دیده می شویم

ز هول فرقت تو موی من سفید شود
اگر نه دود دل آید ز بیخ هر مویم

پس از وفات چو باران رحمت ار برسی
به خاک من ز زمین همچو سبزه بررویم

مگو که از قد و زلفم سخن مگو جامی
که هر چه هست کج و راست از تو می گویم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}