شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات

دردا که درآمد به درت پای به سنگم
شد پای گذشتن ز سر کوی تو لنگم

دربسته و دیواربلند است برون آ
کز تنگدلی با در و دیوار به جنگم

اول رخ من زرد شد آنگاه به خون سرخ
سودای تو گرداند بسی رنگ و رنگم

خلوتگه وصل است مکن بند قبا تنگ
کز پیرهنت هم من دلخسته به تنگم

شد قامت من چنگ و نوای طربم نیست
سر رشته وصل تو نیفتاد به چنگم

روی تو مرا آینه صنع الهیست
گو خط تو مپسند برآن آینه زنگم

گفتی که چو جامی ز سر جان بگذر زود
در معرض حکم تو چه امکان درنگم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}