شمارهٔ ۴۲۶

غزلیات

غزال من که لبش رو به سبزی آورده
به سبزه زار ختن مشکبو گیا خورده

چه گویم از خط سبزش که گرد چشمه نوش
بنفشه ایست به آب حیات پرورده

بود ز دور خطش فتنه هر سر مویی
چه فتنه ها که درین دور سر برآورده

زآفتاب درد پرده شب این عجب است
که بندد آب شب زلف آفتاب را پرده

سیاه شد لب شیرین او ز مشکین خط
کسی ندیده به شیرینیش سیه چرده

سیاهروزی صاحبدلان ز گردون نیست
خط عذار بتان روزشان سیه کرده

چه مرد دعوی عشق است جامی ار نکند
برآنچه می رسد از دوست صبر صد مرده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}