شمارهٔ ۱۷

غزلیات

عید شد و عالمی کشته جولان تو را
تا که قبول اوفتد از همه قربان تو را

نعل سم توسنت حیف بود بر زمین
دیده عشاق باد عرصه میدان تو را

بردن دلهات کار، غارت دینها شعار
به که نیفتد دوچار هیچ مسلمان تو را

تیغ سیاست بکش خون اسیران بریز
دولت خوبی چو داد حشمت سلطان تو را

می فکنی تیر و من رنجه که ناگه برد
این جگر آتشین آب ز پیکان تو را

ابر سیه گو سحر روزن مشرق ببند
مطلع خورشید بس چاک گریبان تو را

راحله را جامیا ریگ حرم ساز جا
چند کند پای بند خاک خراسان تو را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}