شمارهٔ ۴۲

غزلیات

چو در طریق ارادت نگار ما دودل است
به هر کجا رود از کوی یکدلان بحل است

ز چین به لوح جبینش هزار نقش خطاست
چه سود ازانکه رخش رشک صورت چگل است

ز لطف و قهر وی آسودگی نیابد کس
مزاج او چو نه در طور حسن معتدل است

به تیغ فرقت ازو به که بگسلم پیوند
به زلف او رگ جانم اگرچه متصل است

چو ریخت بیگنهم خون ز عکس خون من است
که سرخ گشته رخ او نه آنکه منفعل است

گیاه مهر چه بویم ازو که دست قضا
فشانده تخم جفا کاریش در آب و گل است

به دلبری که نبود اهل، داد دل جامی
کنون ز کرده خود پیش اهل دل خجل است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}