غزل 41 | جهد مل کن که باز عهد گل است
جهد مل کن که باز عهد گل است
عهد گل را قرینه جهد مل است
سایه بر هر خسی کی اندازد
سنبل تو که سایه بان گل است
جان صدپاره ام کند به تو میل
میل اجزا بلی به سوی کل است
هندوی عقل را به طوق بلا
حلقه زلف تونهاده غل است
ناله نای سوزناکتر است
گرچه زخمی که هست بر دهل است
پیش طوفان عشق حیله عقل
همچو بر رهگذار سیل پل است
از صراحی دوباره قلقل می
پیش جامی به جای چارقل است
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}