شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

خوبرویان جهان رسم وفا نشناسند
قدر یاری و وفاداری ما نشناسند

جز ره عشق بتان راه دگر می جویند
اهل تقلید که راهی به خدا نشناسند

پای تا سر همه دردند اسیران تو لیک
چاره درد ندانند و دوا نشناسند

قاصدی محرم اسرار سراپرده تو
جز نسیم سحر و باد صبا نشناسند

چه درخشنده جبینی و فروزنده عذار
کز مهت جز به کمر یا به قبا نشناسند

مشکبویی و سیه چشم بدانسان که تو را
ز آهوی چین و غزالان خطا نشناسند

زرق و سالوس تو جامی به خراسان شد فاش
روی در مملکتی نه که تو را نشناسند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}