شمارهٔ ۱۲

غزلیّات

حدیث عشق میسّر کجا شود به کتابت
که نام عشق بسوزد سر قلم ز مهابت

زهی سعادت آن کس که پای بند کسی شد
بریده از همه پیوند و خویش و اهل و قرابت

به شب رسید دگر بار روزم از غم هجران
بسان تیغ شود موی بر تنم ز صلابت

برآر کامم از آن لعل بی کرشمه و ابرو
که خود سؤال گدا را چه حاجت است کتابت

دهد فروغ جمال جهان فروز تو هر روز
جهان فروزی خود را به آفتاب نیابت

میان عاشق و معشوق شهوتی ست نظر را
کز آب دیده خونین کنند غسل جنابت

جلال اگرچه همیشه دعای وصل تو خواند
ولی چه سود که مقرون نمی شود به اجابت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}