شمارهٔ ۴۱

غزلیات

سوختم در یاد شمع عارض جانانه‌ها
بر هوا دارد غبارم شوخی پروانه‌ها

باده تا افروخت شمع عارضش را می‌کند
موج می بی‌تابی پروانه در پیمانه‌ها

هیچگه بی‌آه دودی از دل ما برنخاست
باشد از دیوانه‌ها آبادی ویرانه‌ها

مهر و مه بی‌تابی پروانه بر گردش کنند
گر بریزند از غبارم رنگ آتشخانه‌ها

داغ دل از قصه فرهاد و مجنون تازه شد
ریخت بر زخمم نمک‌ها شور این دیوانه‌ها

در کف ما اختیار توبه را نگذاشتند
سرنوشت ماست جویا از خط پیمانه‌ها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

دیوان {{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.description }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}