شمارهٔ ۴۱۵ جویای تبریزی | کتاب غزلیات

خون جگر زهر بن مو بی تو سر شود
هر موی بر تنم زغمت نیشتر شود

بویش نشان زگرد رهی می دهد مرا
ترسم ز سیر گل غم دل بیشتر شود

در باغ رنگ گل چو دل غنچه بشکند
هرگه به ناز نوگل من جلوه گر شود

عیش شباب را غم پیری بود ز پی
باشد خمار بادهٔ شب چون سحر شود

در سیر باغ بیشتر از خویش می روم
دور از تو رنگ و بوی گلم بال و پر شود

گفتی دوای درد تو جویا بگو که چیست
وصلت بود علاج میسر اگر شود