شمارهٔ ۵۲۴

غزلیات

آنکه چون جامی خورد آتش به بزمی در زند
آفت دوران شود گر ساغر دیگر زند

می تواند گشت از خوان که و مه کامیاب
دست تسلیم آنکه دایم چون مگس بر سر زند

می تواند روز و شب تاج سر افلاک بود
هر که استغنا چو مهر و ماه بر افسر زند

مدت ایام دولت پنج روزش بیش نیست
مدعی جویا چو گل گیرم که طبل زر زند