جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۷۲
غزلیات
هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
افتاده است رسم فغان همنشین خموش
نامم شنید غیر و سرافکنده شد روان
چون سگ که خم نهد ر خود را ز درد گوش
دل زندگی مجوی ز بیگانه از سخن
آری چراغ بزم بمیرد چو شد خموش
جویای تبریزی
غزلیات
هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
افتاده است رسم فغان همنشین خموش
نامم شنید غیر و سرافکنده شد روان
چون سگ که خم نهد ر خود را ز درد گوش
دل زندگی مجوی ز بیگانه از سخن
آری چراغ بزم بمیرد چو شد خموش
{{ metaLine }}
موردی نیست.
کتابخانهٔ آنلاین شعر فارسی است؛ دیوان مولانا، حافظ، سعدی، فردوسی، عطار، نظامی و صدها شاعر دیگر را میخوانید.
از صفحهٔ دیوان حافظ یا غزلیات حافظ متن کامل اشعار را آنلاین بخوانید.
در صفحهٔ فال حافظ نیت میکنید و یک غزل کامل از غزلیات بهصورت تصادفی باز میشود.
از جعبهٔ جستجوی بالای صفحه میتوانید شاعر، عنوان، بیت یا شمارهٔ شعر را پیدا کنید.
{{ poet.description }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ falShareMsg }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}