شمارهٔ ۱۱

رباعیات

کم دیدن این چشم سیاهم بگداخت
آزرم تو ترک کج کلاهم بگداخت

چون پرتو شمع بر زمین پهن شده است
از شرم رخ تو تا نگاهم بگداخت