شمارهٔ ۱۳

غزلیات

تا که دل مایل آن سرو روانست مرا
خون دل در غمش از دیده روانست مرا

گرچه برگشت و جفا کرد و به هیچم بفروخت
چه توان کرد که او روح و روانست مرا

همه را دوستی و مهر به دل می‌باشد
میل با روی چو مهر تو به جانست مرا

خلق گویند چو بلبل به چمن ناله مکن
چه کنم چون هوس لاله رخانست مرا

به سر و جان تو سوگند که باری شب و روز
یاد لعل لب تو ورد زبانست مرا

گرچه دل بردی و آنگه به جفا بشکستی
مهر و پیوند و وفا با تو همانست مرا

نا امید از کرم دوست نمی‌شاید بود
لطف دلدار امید دو جهانست مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}