شمارهٔ ۸۲

غزلیات

چند از جان کشم به دل بارت
خون من خورد چشم خون خوارت

گرچه آزار من به جان طلبی
ما نخواهیم یک دم آزارت

گر فروشی به جان غم رویت
می‌شوم در جهان خریدارت

چون سکندر به وصل آب حیات
دیده مشتاق شد به دیدارت

تو به خواب خوشی و من تا روز
شده حیران ز بخت بیدارت

تو سر از ما کشیده‌ای چون سرو
ما جهان کرده در سر کارت

ای دل خستهٔ حزین بیرون
نشد از سر هنوز پندارت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}