شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

به رویت اشتیاقم بی نهایت
بود گر سویم اندازی عنایت

جفا کردی بسی بر من نگارا
نپیچیدم سر از مهر و وفایت

که جان من ز هجران بر لب آمد
بگو جانا اگر اینست رایت

تو سلطان جهانداری خدا را
نظر کن یک زمان سوی گدایت

بسی از دشمن و از دوست دیدم
جفا و جور و خواری از برایت

تو هم گر زانکه گردانی چو پرگار
نگردانم سر از فرمان و رایت

گر آب زندگانی بخشدم خضر
نخواهم آن و خواهم خاک پایت

نظر بر من نداری تا دگربار
چه کردند از من مسکین روایت

ندارم صبر دل کز حد ببردی
جفا و جور را هم هست غایت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}