شمارهٔ ۷۴۴

غزلیات

بس که کردم در فراق روی جانان انتظار
کرد ما را در جدایی زار و حیران انتظار

انتظارم مونسی شد گوئیا در روز و شب
بس که کردم در غم آن سست پیمان انتظار

روزگاری تا دل من درد دوری می‌کشد
بر عناء صبر و بر امّید درمان انتظار

هر زمان گویم که ای دل ترک عشق او بگو
در وفای بی وفایی چند بتوان انتظار

باز گویم بر امید دولت روز وصال
عاشاقان را خوش بُوَد بر بوی جانان انتظار

دل قوی دار و مترس از هجر او مردانه باش
عیب نبود گر کشند از بهر خوبان انتظار

در فراق روی او جان از جهان بیزار شد
بیش ازین طاقت نمی‌آرد دل و جان انتظار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}