شمارهٔ ۸۸۲

غزلیات

آسان نمی‌شود شب وصلم به کام دل
مشکل که نیست بی رخ یارم نظام دل

ای باد صبحدم نتوانی ز روی لطف
کز پیش ما به دوست رسانی سلام دل

از ما سلام و پرسش بی حدّ و بی شمار
دانی که چیست پیش نگارم پیام دل

گو تن هلال گشته‌ام از آرزوی تو
ای روی دلگشای تو ماه تمام دل

در آتش فراق تو بیچاره جان بسوخت
وز غم هنوز هیچ نپخته‌ست خام دل

همچون صراحیم به جگر خون همی رود
باشد مرا دهان چو میم تو جام دل

ای آفتاب روی تواَم صبح روزگار
وی مشک بوی زلف تواَم گشته شام دل

مانند آهویی دل مسکین ز من رمید
تا گشت زلف سرکشت ای جان مقام دل

ما را مکش به درد فراقت که بیش ازین
دارم به روی چون مه تو اهتمام دل

ما غیر لطف تو نداریم در جهان
جز یاد و ذکر دوست چه باشد کلام دل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}