شمارهٔ ۱۴۰۴

غزلیات

چنین بیگانه‌وش آخر چرایی
نیاید از تو بوی آشنایی

جفا چندین مکن بر دردمندان
ز حد بردن نشاید بی وفایی

بکردی خشم و از چشمم برفتی
چو جان کردی ز تن باری جدایی

به درد دل گرفتارم خدا را
بیا جانا که دردم را دوایی

اگر شاه جهانم ور فقیرم
کنم در کوچه وصلت گدایی

چو جانی از تنم بیرون مرو ز آنک
چو رفتی از تنم کی با پس آیی

اسیر خار هجرانم نگارا
چه باشد کز در وصلم درآیی

به رندان خراباتی نظر کن
مکن زین بیش با ما پارسایی

تو و سلطانی و ناز و تنعّم
جهان و بی دلی و بی نوایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}