شمارهٔ ۶۹۶ حزین لاهیجی | کتاب غزلیات

اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
خون دلم، ز دیدهٔ گریان فروچکم

تا گوهرم طراز کلاه و کمر شود
از ابر تیغ بر سر میدان فروچکم

آن اشک حسرتم که ز صبرم گذشته کار
از دل برآیم و به گریبان فروچکم

سیر نزولیم، به هوس می زند صلا
از ابر دل به دامن مژگان فروچکم

نتوان گذاشت تشنه لبان را در انتظار
از بحر خیزم و به بیابان فروچکم

رنگین کرشمه ام ز نگاه ستمگران
مرهم بهای زخم شهیدان فروچکم

تا آبیاری گل و ریحان کنم حزین
چون نغمهٔ تر، از لب مرغان فروچکم