شمارهٔ ۷۸۵ حزین لاهیجی | کتاب غزلیات

هدف سینه ز من، ناوک مژگان از تو
سخت جانی ز من و سستی پیمان ازتو

کرد روزی که قضا، شادی و غم را قسمت
چشم خونبار ز ما شد، لب خندان از تو

گبر دیرینهٔ عشقم به حرم کارم نیست
دارم آتشکدهای در دل سوزان از تو

سر و سامان نثار تو کدام است مرا؟
در کفم چیست بگو، جان ز تو ایمان از تو

بوبت از غنچه پنهان ندمیده ست ولی
شوری افتاده به مرغان گلستان از تو

تو و مستوری حسن و من و رسوایی عشق
سینهٔ چاک ز من، عشوهٔ پنهان از تو

دل ناقوس فغانت چه خروشید حزین ؟
که خراشید دل گبر و مسلمان از تو