بخش ۲۸ - حکایت

صفیر دل

شنیدم که سگ سیرتی از گزند
خیو بر رخ حق پرستی فکند

چوگل برشکفت و غنیمت شناخت
مگر شبنمی زیب گلبرگ ساخت

کف دست بر روی زیبا رساند
خیو را بر اطراف سیما رساند

پس آنگه، جبین بر زمین سود، مرد
به شکرانهٔ مرحمت سجده کرد

بگفتا کزین مؤمن آب دهن
بود غازهٔ روی ایمان من

امید من این است روزِ شمار
کزین، آبرو بخشدم کردگار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}