غزل شمارهٔ ۱۸۳ خاقانی | کتاب غزلیات
چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
چون پای دوست بوسم جانم برِ لب آید
هر شب ز دست هجرش چندان به یارب آیم
کز دست یارب من یارب به یارب آید
تا خط نو دمیدش بگریزم از غم او
کانکه سفر نشاید چون مه به عقرب آید
چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
چون پای دوست بوسم جانم برِ لب آید
هر شب ز دست هجرش چندان به یارب آیم
کز دست یارب من یارب به یارب آید
تا خط نو دمیدش بگریزم از غم او
کانکه سفر نشاید چون مه به عقرب آید
{{ metaLine }}
موردی نیست.
کتابخانهٔ آنلاین شعر فارسی است؛ دیوان مولانا، حافظ، سعدی، فردوسی، عطار، نظامی و صدها شاعر دیگر را میخوانید.
از صفحهٔ دیوان حافظ یا غزلیات حافظ متن کامل اشعار را آنلاین بخوانید.
در صفحهٔ فال حافظ نیت میکنید و یک غزل کامل از غزلیات بهصورت تصادفی باز میشود.
از جعبهٔ جستجوی بالای صفحه میتوانید شاعر، عنوان، بیت یا شمارهٔ شعر را پیدا کنید.
{{ poet.description }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ falShareMsg }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}