شمارهٔ ۲۶۴

غزلیات

عمری دویده ایم به دنبالِ اهل راز
یارب مگر به یار رسم خود تو چاره ساز

زاهد به راه مسجد و ما کوی می فروش
تا کارِ کی برآورد آن یار بی نیاز

انکار بر حقیقت عاشق چه می کنی
ای ره نبرده هیچ مگر جانب مجاز

پرهیز کن ز نالهٔ جانسوز بی دلان
گر آگهی ز آتش این آهِ جانگداز

با جور یار به که بسازی در این دو روز
تا کی کنی به شِکوِه خیالی زبان دراز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}